خیلی وقت ها می شه که آدم – در شرایطی خاص - جمله هایی به ذهنش می رسه که می تونه جالب باشه ؛ این اتفاق شاید برای شما هم پیش اومده باشه، ولی شاید نتونستید یا نخواستید ، یا اصلا فراموش کردید که جمله ی به بار نشسته ی ذهنتونو در جایی یادداشت کنید .
من ، آموخته ام ، در شرایط روحی بد ، خیلی بد و شاید گاهی وقت ها در شرایط روحی خوب ، جملاتم را یادداشت کنم . به این امید که شاید روزی جمله های تراوش شده از ذهن ناقصم ، به درد همنوعی بخورد و او را آرام کند ، یا پندی ، که آگاه کند !
دزد نیستم – اگر حرف یا کلامی از بزرگی بنویسم ، حتما اسم پاکش را هم زیر جمله خواهم نوشت ...
و فکر نمی کنم تفکرات و جمله بندی هایم شبیه تفکرات فرد خاصی باشد – شما دوست عزیز ، اگر چیزی حس کردی ، به من حقیر تذکر بده ...
پیام خلج
هشتم مهرماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت
اصفهان
شهر دزدزده های بی خیال !
تفکرات ِ بی پرده
* مرکز فقر ، مغز انسان است . 1384
* به نظر من عشق ورزی به افراد سالم جامعه – نوعی هنر است ؛ هنری ناب ، نایاب و گران بها .. 1385
* بعضی چیزها هست که همه می دانند .. ولی همیشه ، دانستن مهم نیست – به تصویر کشیدن گاهی بسیارمهم تر است ..
* ساده ترین ِ چیزها ، ماندگارترین ِ خوشبختی ها هستند .
* هوای انتظار سرد است ؛ چه بسا که روی نیمکت ِ تابستان در انتظار خورشید ، نشسته باشی !
* و پاییز ، خسته ترین ِ زرد ها نیست ، امیدوارترین ِ رنگ هاست ؛ به شرط آنکه بهار را باور داشته باشد .
* من فکر می کنم که در بیشتر اوقات ، ناامیدی فرزند تنبلی است ؛ و تنبلی ، سکوت ِ خسته ای است که از نداشتن ِ انگیزه حاصل می شود .
* افسردگی – مهمان ناخوانده نیست .. افسردگی غولی است که از نداشتن انگیزه؛ که از تنهایی ؛ که از فقر ِ دل ، زاده می شود ..
* فردا ، مال ِ (( من )) است ؛ اگر (( من )) در اسارت دیروز نباشد !
* دست به دامان چه کسی باید شد ، تا از آزار این تنهایی – به کلی – راحت شد؟!
* از انتظار به جایی نرسیدیم ؛ پس برخاستیم و به دنبال خوشبختی همه جا را زیر و رو کردیم ، افسوس ، نیافتیم و باز به انتظار روی آوردیم ..
و سال هاست که آدمی گرچه می داند انتظار بیهوده است ولی باز و هنوز منتظر است !
* انسان هایی که ثبات فکری ندارند – به اصطلاح دمدمی مزاج هستند ؛ یا انسان هایی که از منطق ، بی منطق می سازند .. و یا دنباله رو حرکت مارپیچ در مدار صفر می باشند !
اعتماد به اینگونه افراد ، فاجعه ای بیش نیست و نخواهد بود .
* انسان هایی که قدرت تصمیم گیری ( یک ) را ندارند ؛ یعنی از دو سوژه ( یابیشتر ) ، نمی توانند و نمی دانند که کدام را انتخاب کنند و یا بعد از انتخاب – به انتخاب ِ خود شک می کنند ؛ شکست خوردگانی بیش نیستند .. به نظر من رابطه با این افراد، ایمان را سُست می کند ؛ لذّت ِ زندگی – هرچند کم – را از بین می برد.
به قول نادر : (شک ، چیزی به جای نمی گذارد) ؛ و کسی که به عشق شک کند ، اول خود را نابود کرده است و بعد زخم زده است به دیگری ، و این چرخه ی زخم و زخم زدن – چه بد تکرار می شود – چه بد ...
* آنهایی که پشت ِ خنده های پرحجم دروغ ، ضعف گفتار را پنهان می کنند و می خواهند خود را سرزنده و شاد نشان دهند ، انسان هایی هستند که به نوعی – مرض – مبتلا شده اند و خود باور ندارند. شاد زیستن اصولاً از تلقین و خنده های دروغین بوجود نمی آید .. باید شادی را باور کرد .. شادی باید ، حرف ها بیافریند – برای باز آفریدن !
* کاشته های ِ ذهنی ، روزی به بار خواهند نشست ؛ و آنروز ، روز ِ مرگ ِ زخم زبان ها خواهد بود !
* دوست داشتن ، بلندترین فریاد ِ سکوت است ... یا به عبارتی سکوت، زیباترین شعر دوست داشتن!
* کاش همیشه آن زمان که نیاز داریم ، برسیم ؛ وگرنه دیر رسیدن ، چه بسا که همان هرگز نرسیدن باشد .
* و رویا همیشه در سکوت – بهتر به بار می نشیند !
* انسان حتی نباید همیشه کسی باشد از نگاه ِعام ؛ هر کس به نوبه ی خود اگر قفسی نسازد – نه که بشکند ، هر کس قفسی نسازد در ذهن ، خود ( کسی ) ست و این ( کس ) چه بسا که بسیار باشد .
* شعار گرچه به تنهایی هم ، خوب است ؛ و شاید باعث انگیزه شود برای من و دیگران – اما مرد آنست که شعارش را به واقعیت تبدیل کند ، حتی با کمترین امکانات – چه بسا با یک قلم و کاغذ آنهم درون زندانی تاریک و سرد و نمناک ...
* زندگی را چاره ای نیست .
زندگی ، خود ، بر قتلی دیگر برگزار است !
* ... و روزهای ِ خوب در راهند ؛ روز هایی که در آن ، اندیشه با اندیشه کنار می آید ! (یک توهم)
* قوی ترین نیروی انسان احساس اوست ، نه عقل او ؛
احساسات دلیل پیروزی اند و شکست ..
فقط احساسات دلیل پروازند یا سکون !
* هرچه هست ، فاصله ای نیست تا اوج ، اگر احساسی باشد .
* گاهی اوقات – عشق را – در نهایت خطر جستجو باید کرد ..
و خطر را باید پرستید !
* ما همیشه بدبختی هایمان مال یکدیگر است ، نه شادی هایمان ! دلیل هم دارم ؛ چرا که فقر توست که مرا می آزارد و الاّ شادی تو همیشه در یک چهارچوب اسیر است و به دفعات برای توست ، نه برای من ! و اگر تو ، مرا به شادی هایت راه می دهی ، فقط برای این است که می خواهی شادتر شوی .
* امید داشتن همیشه خوب نیست ؛ این پشت سر گذاردن امید است که عالی ست .
* بدترین نه ، ولی تلخ ترین دشمن ِ انسان ، بی تجربگی ست .
* لحظه ی تکامل انسان ، وقتی است که می میرد !
* بزرگترین جنایتکاران ، پدران و مادران هستند !
پدران و مادرانی که بدون برنامه ریزی و پیش بینی برای آینده ی فرزند و فقط از روی هوس ، باعث میشوند تا موجودی بی گناه ، بی اراده – پای به جنگل بی رحم زندگی بگذارد .
* و آرزو وقتی ناب است که همیشه در آرزوی برآورده شدن باقی بماند ...
* کسی چه می داند .. شاید مرز بین جنون و دوست داشتن ، بیزاری باشد .
شاید هم بیزاری ، اوج خواستن باشد ؛ کسی چه می داند ؟!!!
* انتظار؛ هوای انتظار آنقدرها هم سرد نیست ، اگر واقعاً کسی باشد که ... بیاید !
1387- 1386
1388
یک رهبر خوب ، خوب فرا می گیرد و خوبتر یاد می دهد ، تا یکدست برداشت کند !
و شاید اعتقادات ، خرافات ِ منطقی اقوام باشند !!!
بیا تا تلخی ِ گذشته ی تلخ را رها کنیم .. بیا ...
وگرنه می کشد تو را میان انبوه خود !
انگیزه ها که می میرند ، روزها ناپدید می شوند و سیاهی ها پایدارتر !
و هیچ انگیزه ای همانند عشق ، به روح و قلب انرژی نمی دهد ؛ انرژی مثبت یا منفی !
انسان های بالغ ، فقط دروغ های کوچک و بزرگی هستند ، که ظاهرشان را به گریه یا لبخند آراسته می کنند ..
و این بزرگترین فرق ما با کودکی هایمان است !
و باز می توان گفت : این نفی کننده ی پاکی ِ هر انسان بالغ است !
و در کنار فکر ، قوای بدنی را تقویت کن ؛ و با قوای بدنی ، آرامش ذهنت را تثبیت کن .
سنگ نمی خندد ؛ سنگ ، بی حضور آب نمی خندد !
چه اشکال دارد ، بگذار بزرگترین آرزوی انسان ، مرگ باشد .
ولی من فکر میکنم :
هر آشنایی تازه ، احساسی تازه است ؛ و هر سلام ، تولد بهاری سبز و زیبا !
یک سیاسی ِ مبارز، غیر از منطق صحیح و تجزیه و تحلیل مسائل کشورش ، باید مشت زن خوبی هم باشد !
آری ، صداقت مختص کودکی هاست – نه آدم کوکی های بی احساس به قدرت رسیده ی امروزی !
هیچ چیز تا نخواهی درست نمی شود
از این به بعد بهتر است بگویی :
نگران نباش – درستش می کنیم ،
مشکلات را یکی پس از دیگری از سر راه بر می داریم و مسائل را حل می کنیم – با هم
در این زمانه ی بی شعور ، بدبخت به راستی که اینگونه است !
و فقط عشق است که فردا را سازنده است ...